به نام خدا
عنوان مقاله : بازنمایی مفهوم نژاد پرستی در فیلم CRASH
پریسا انصاری ، دانشجوی علوم ارتباطات ، دانشگاه تهران
Parisaansary@gmail.com

چکیده :
در این مقاله سعی می شود تا مفهوم نژاد پرستی و ابعادآن به تفسیر بیان گردد و برای این منظور این مفهوم را در فیلم تصادف در نظر گرفته ایم. بازنمایی نژاد پرستی با قدرت در فیلم مذکور تجلی یافته است . برای بررسی این مفهوم عینی در این مقاله از روش فلسفه رسانه و تصویر شناسی معانی تولید شده درباره نژاد پرستی در فیلم تصادف استفاده می کنیم .
کلمات کلیدی :
نژادپرستی ، بازنمایی ، تصویر شناسی ، تبعیض نزادی
ای قلب دربه در از یاد مبر که من و تو انسان را رعایت کردیم ، خود اگر شاهکار خدا بود یا نبود " "
احمد شاملو
مقدمه :
انسان ها با هم زندگی می کنند ، در کنار یکدیگر آرامش را تجربه می کنند ، هر انسان معنی عشق را در وجود دیگری می یابد و آدم ها بدون هم قادر به ادامه این زندگی نیستند . حال چگونه است که عده ای خود را محق می دانند که ظلم ، توهین و تحقیر شایسته دیگران و غریبه هاست . نژاد پرستی و تبعیض نژادی همیشه و در شکل های گوناگون در جوامع مختلف بوده است . برده داری مونه بارز این طرز تفکر غلط می باشد . در جهان امروز شاید انسان هایی با پوست های سیاه یا از نژادهای بیگانه به کار اجباری وادار نشوند ولی نگاه توهین آمیز به این دسته از مخلوقات خدا همواره وجو دارد . فیلم تصادف ، نمایشی کامل است از تبعیض نژادی در دنیای امروز ، در جهانی که صلح و آزادی مهم ترین اهداف آن معرفی شده اند . انسان در این فیلم در حالات مختلف روحی ترسیم شده است .
CRASH که در لغت به معنای تصادف و برخورد می باشد در این فیلم نقطه عطفی است برای خلق و رشد بسیاری اتفاقات . بستر و بطن همه این ماجراها شهر می باشد . شهری بزرگ و با مرزهایی محدود که انسان ها از دسته ها و طبقه ها و نژادهای گوناگون ، انسان هایی با رنگ های متفاوت در آن حضور دارند . شهری هم چوت لس آنجلس ... ..
در این نوشتار این فیلم و صحنه های آن بیان می گردد و شیوه بازنمایی این مفهوم در فیلم مورد بررسی قرار می گیرد .
نظریه بازنمائی
در بحث نظریه بازنمائی ما صرفا با یک رویکرد خاص روبرو نیستیم، بلکه بازنمائی تعاریف و ابعاد گوناگونی را در بر می گیرد که هر یک از این نظریات طرفداران خاص خود را دارند و رابطه دال و مدلول در عالم تبادل معنا را به گونه ای تفسیر می کنند. در این بخش سعی می شود تا به طور مختصر به این گونه های بازنمائی پرداخته شود.
بازنمائی انعکاسی: " بر عینیت خارجی تاکید دارد و معتقد است که معانی در خود عینیت- شخص- ایده واقع در جهان واقعی قرار دارند و معانی همان وجود خارجی هستند که در آیینه منعکس می شوند" ( عاملی،1385) عینی گرایان تنها به وجود یک واقعیت اعتقاد دارند و در حقیقت واژه ها آینه تمام نمای پدیده های عینی جهان ملموس هستند و ویژگی اصلی نشانه بحث دلالت و بازنمائی امور و پدیده های است که به یک واقعیت عینی در جهان خارج اشاره دارند.
بازنمائی ارادی: " به نیت و ذهنیت فرد در فهم امر عینی و خارجی تاکید دارد." ( عاملی،1385)
هر فردی( تولیدکننده اثر) در زمان خلق یک متن، با تکیه بر دانش خود از جهان، روابط و ذهنیتی که دارد جهانی را تصویر میکند و فهم برای او اینگونه حاصل می شود. واقعیت از این دید مفرد نیست و مطابق با عینیت در جهان خارج نیست در حقیقت این نگاه فرد است که خواست خود را بر زبان فهم تحمیل می کند.
بازنمائی ساختاری: بازنمائی ساختاری هم بر واقعیت عینی و هم بر واقعیت ذهنی اصرار می ورزد و در حقیقت معانی بواسط یک مجموعه از نظام های معناساز خلق می شود. ( عاملی،1385) " ما با چگونگی بازنمایی پدیده ها برای آنها معنی خلق می کنیم- با کلماتی که درباره آنها به کار می بریم، داستان هایی که در موردشان می گوییم، با تصاویری که برایشان خلق می کنیم، عواطفی که به آنها نسبت می دهیم، روشی که آنها را دسته بندی و مفهوم سازی می کنیم و ارزش هایی که بر آنها می نهیم- ". (هال، 2003: 3) در واقع این " نحوه کاربرد ما، آنچه که ما می گوییم، فکر می کنیم و احساس می کنیم در مورد هرچیزی، بطور خلاصه نحوه بازنمایی ما، به چیزها معنی می بخشد. "(هال، 2003: 2)
فلسفه رسانه ای: " فلسفه رسانه به دنبال ساختار شکنی فهم است، به معنای ورود پیدا کردن به فرکانس تولید رسانه ای است" ( عاملی،1385) ما با فلسفه رسانه روبرو نیستیم بلکه با فلسفه ها مواجهیم و در علوم اجتماعی و بدنبال آن متون رسانه ای تعدد فرهنگها بر فهم اثرگذار است. برای فهم معنای رسانه ای راه های گوناگونی وجود دارد و انتقال معانی با شیوه های متفاوت مخاطب را از سلطه و قدرت بازنمائی رها می کند.، به افراد امکان تحرک و فعالیت می بخشد و او را از شر وانمودگی رسانه ها خلاص می کند. بودریار ( 1984) معتقد است که گسترش رسانه ها امروزه تشخیص واقعیت از غیر واقعیت را را ناممکن کرده است و تحریف جای واقعیت را گرفته است. او اکثر تجسمات و تصویر ها را را وسیله ای برای مکتوم داشتن غیبت واقعیت تفسیر می کند و اینگونه بازخوردها را وانمودگی می نامد. ( ضمیری، 1382) منطق مصرف رسانه ای در جهان امروز آن موقعیت والای سنتی بازنمائی هنری را کنار می زند و برتری ماهیت عرضه رسانه ای بر تصویر از میان رفته است.( بودریار، 1998) فلسفه رسانه با راهیابی به فرکانس تولید رسانه ای در صدد است تا حجاب دروغین تصاویر را کنار زده و تصاویر ساختگی را از بین ببرد. رمز دستیابی به فهم عمیق رسانه ای گذر از امور ظاهری و سطحی است. فیلسوف رسانه ای باید قادر باشد که تصاویر را در جای خود بکار گرفته و از این طریق به فهم عمیق نائل شود، تفسیر تصاویر و نشانه ها به تنهایی نمی تواند منجر به فهم عمیق شود.( عاملی،1385) ( مهدیه اناری )
روش :
فیلم یک متن رسانه ای محسوب می شود و برای درک بهتر آن روش های متعددی وجود دارد . روشی که برای این کار در نظر گرفته شده است روش فلسفه رسانه و تصویر شناسی می باشد .
فلسفه رسانه با یافتن زبان تولید در هر رسانه ای به کشف معنای موجود در پیام منتقل شده می پردازد و بدون داشتن پایگاه نظری خاص و دیدگاه ایدئولوژیک مشخص ، به دنبال ساختار شکنی فهم است . این روش ، این امکان را فراهم می کند که تمام ابعاد متن رسانه ای ، لایه های ظاهری و زیرین آن و تمامی حس و معنای منتقل شده توسط پیام ، به خوبی درک شده و مورد بحث قرار گیرد . فلسفه رسانه با منطق عامیانه و فرهنگ رایج از نگاه عموم مخاطبین ، با توجه به تمام لایه های متن ، جستجو گر وجه مشترک تولید کننده و دریافت کننده پیام ، یعنی "معنا" ست . (عاملی،1385 )
مزیت ابن روش این است که بدون پیش فرض پیش رفتن در یک متن رسانه ای از جهت گیری نسبت به پیام متن جلوگیری می کند . فلسفه در پی دستیابی به زبان اپر رسانه ای است و در صدد اثبات برخی تئوری های از پیش تعیین شده می باشد .
برای درک و فهم نژادپرستی در فیلم CRASH باید به معانی تولید شده در فیلم توجه کنیم . اینکه از چه ابزارهای تصویری در راه رسیدن به مقصود مورد نظر استفاده شده است . بدون داشتن پایگاه نظری خاص نژاد پرستی را در جامعه ای بیگانه بررسی می کنیم . یکی از جذابیت های این فیلم وجود یک خانواده ایرانی در فیلم است که درک تبعیض نژادی را برای ما ملموس تر می کند .
تعریف نژاد پرستی به عنوان مهم ترین مفهوم این فیلم :
(( نژادپرستی باوری است مردود و تبعیضآمیز که در آن قومی و یا نژادی از انسانها مدعی میشوند که آنها بصورت ذاتی، ژنتیکی، درونی و غیر اکتسابی نسبت به بقیه انسانها والاتر، برتر و بهتر هستند و لذا خود را برتر و دارای حقوق بیشتر و در بیشتر موارد دارای تمام حقوق انسانی و دیگران را پست، کوچک و دارای هیچگونه حقوق انسانی و برابر میدانند.
اصولا نژادپرستی یک رفتار بسیار تند و خشن و محصول ترس از فرهنگها، کشورها، مذهبها و اقلیتهای قومی و مذهبی است. )) ( ویکی پدیا )
نژادپرستی نوعی تبعیض بسیار مخرب میان انسانها و یک رفتار بسیار تند و خشن و پر قدرت بر اساس نژادشان است. باوری را میتوان نژادپرست نامید که ادعا کند یک گروه از انسانها بصورت ذاتی و درونی و غیر اکتسابی نسبت به بقیه انسانها والاتر یا پست تر هستند و لذا شایسته احترام و برخورداری از حقوق برابر با سایر انسانها نیستند ( Vach)
نژادپرست کیست ؟
نژادپرست کسی است که به بهانهی تفاوت رنگ پوست، زبان، محل زندگی و آداب و رسومش، خودش را بهتر و برتر از دیگران میداند. او معتقده که «نژاد من زیبا و عالیه و دیگران زشت و نفهمن».
نژادپرست در عمق خویش اندیشه میکند : “شناختن عیبها و حسنهای شخصی یک فرد اهمیتی ندارد، کافی است بدانم او تعلق به گروه اجتماعی خاصی دارد تا طردش کنم”
نژادپرست کسی است که یه مورد خاص را عمومیت می دهد، ما باید باور کنیم که انسانهای خوب و بد توی همهی جوامع، اقوام و گروهها وجود دارند و هیچ وقت نباید موارد خاص و بی دلیل تعمیم بدهیم.
نژادپرست کسی است که تصور میکند هرچیزی که با خودش متفاوت است آرامشش را بهخطر می ندازد.
نژادپرست کسی است که از عقدهی حقارت یا خودبزرگبینی رنج میبرد، که نتیجهی هر دوتا یکی است، چرا که در هر دو حالت نتیجه اش تحقیر دیگران می باشد . ( وبلاگ گناهکار )
خلاصه فیلم CRSH :
خلاصه فیلم : داستان فيلم درباره يک زن خانه دار و شوهر بازپرسش ، يک مغازه دار ايرانی ، دو کاراگاه پليس ، يک کارگردان سياه پوست تلويزيون و همسرش ، يک کليدساز مکزيکی ، دو سارق ماشين ، يک پليس تازه کار و نيز يک زوج ميانسال چینی است که همگی در لس آنجلس زندگی می کنند و يک برخورد باعث می شود ظرف ۳۶ ساعت زندگی تمام آنها با هم مرتبط می شود . ( وبلاگ هنر هفتم )
تصویر شناسی :
داستان این فیلم ساختاری روایی دارد . چند خانواده و چند انسان در این قصه هم چون حلقه های زنجیر در کنار یکدیگر قرار می گیرند . شکلی که از دیدن این فیلم در ذهن متبادر می شود ، دایره وار بودن اتفاقات این فیلم می باشد . همه ی اتفاقات از یک زمان آغاز می شوند و در انتها به همان جا ختم می شود . تسلل و دایره وار بودن این ماجرانشان دهنده تکراری است که همه ی انسان ها دچار آن هستند بدون آن که بدانند موازی آن ها چنین حلقه هایی تشکیل شده و جریاناتی مشابه در حال رخ دادن است .
اگر بخواهم موضوعاتی را که این فیلم به آنها پرداخته خیلی خلاصه تقسیم بندی کنم ، به اینها باید اشاره کنم :
1- برخورد ودرگیری های نژادهای مختلف با هم : برخورد سیاهان و سفیدپوستان در سراسر فیلم ، درگیری مرد ایرانی با فروشنده امریکایی ، بدبینی همسر دادستان به مرد مکزیکی و خدمتکار سیاه پوستش
2- درگیریها ، اختلافات و تفاوت های دروننژادی در برخورد با مسئله نژادپرستی : درگیری پلیس جوان با پلیس نژادپرست ، خیانت مرد چینی به همنژادهایش ، قهر و آشتی زن سیاهپوست از شوهر کارگردانش به دنبال برخورد ناشایست پلیس با وی
3- پرداختن به ریشه مسئله نژادپرستی : صحبتهای پلیس نژادپرست با مأمور بیمه
4- غیرقایل پیشبینی بودن ، تضاد و تناقض ذات آدمی در مورد مسئله نژادپرستی و همه ی مسائل زندگی : فداکاری پلیس نژادپرست هنگام نجات زن سیاهپوست از ماشین در حال انفجار ، کشته شدن مرد سیاهپوست به وسیله پلیس سفید باوجدان ، سکانسی که خودبرتربینی زن ایرانی را - که خود به نوعی قربانی نژادپرستی شده - نسبت به نژاد عرب نشان میداد: " از کی ایرانی ها عرب شده اند؟ " (مجیدی ۱۳۸۵ )
فیلم در ابتدا با صحنه ای شروع می شود که زن سفید پوست و مرد سیاه پوستی داخل اتومبیل هستند که دچار تصادف شده . مرد حرف هایی درباره زندگی در شهر ، اتومبیل ه و تماس آن ها با هم می زند . سپس مرد از ماشین خارج می شود و به سمتی می رود که در کنار جاده یک پسر جوان کشته شده همان برادر مرد سیاهپوست است که مدتی به دنبال وی می گشت .
نقش های مختلفی در این فیلم وجود دارد :
_ مرد سیاه پوست و زن سفید پوست که کارآگاه هستند و با یکدیگر رابطه ی عاشقانه دارند .
_ دو جوان سیاه پوست که دزد اتومبیل هستند .
_ مرد دادستان و همسرش که سفید پوست می باشند .
_ یک خانواده مهاجر ایرانی که یک مغازه دارند و مرد بسیار عصبی می باشد .
_ مرد مکزیکی به همراه همسر و دختر خردسالش که به کار تعمییر قفل مشغول است .
_ کارگردان سیاه پوست و همسرش
_ زن و مرد چینی
_ پلیس نژاد پرست و پدر بیمارش
_ پلیس جوانی که با همکار نژادپرست خود مشکل دارد و در نهایت از وی جدا می شود .
در کنار این نقش های اصلی افرادی نیز حضور دارند که وجود آن ها برای درک پیام اصلی فیلم لازم و ضروری است .
_ خدمتکار سیاه پوست مرد دادستان
_ مرد اسلحه فروش
_ همکار مرد دادستان که زن سیاه پوستی است .
_ پرستار سیاه پوست .
همان طور که از توضیح بسیار کوتاه و مختصر نقش های فیلم مشخص است ، این فیلم نمایشی اسا پر از سیاهی و سفیدی . انسان هایی به صورت هایی رنگین .
رنگ پوست در این فیلم عنصر اصلی برای نشان دادن تفاوت ها می باشد .
ما در سراسر فیلم تقابل بین سیاهی و سفیدی را می بینیم : زوج سیاه پوستی که در مقابل پلیس نژاد پرست سفید پوست قرار می گیرند ، جوانان سیاهی که اتومبیل د دادستان را می دزدند ، زن سفیدی که معشوقه مرد سیاه پوست است و بسیاری دیگر ...
نژاد پرستی آن طور که در این فیلم بازنمایی می شود منحصر به سیاه پوستان و یا سفید پوستان نمی شود بلکه شرقی ها نیز در معرکه ی تبعیض نژادی نقش آفرینی می کنند . امریکای لاتین نیز در این فیلم نماینده گروه دیگری از انسان هایی است که در جهان به خاطر نژاد دائم محکوم می باشند .
سفی پوستان امریکایی در فیلم دو دسته هستن : نژاد پرست مانن پلیسی که اسم پرستار سیاه پوست را مسخره می کند و یا زن سیاه را در مقابل چشمان شوهرش آزار و اذیت می کند . دسته دوم سیاه پوستانی که از این تبعیض بیزارنند ، به ستوه آمده و درصدد تلافی این تحقیر و توهین می باشند . مثل دو جوان سیاه پوستی که اتومبیل سفید پوستان را می دزدیدند .
یکی از موضوعاتی که در فیلم به آن اشاره شده است و می تواند حد اعلی نژادپرستی یک انسان را نشان دهد بحث رابطه داشتن یک زن سفید با یک مرد سیاه است . حتی وجود رابطه عاطفی و زناشویی و جنسی بین دو نفر از نژادهای مختلف برای پلیس نژاد پرست این قصه غیر قابل قبول است . نژاد پرستی و موضوعات پیرامون آن در سراسر فیلم به چشم می خورد . این که کسی به جرم سیاه پوست بودن حتی نمی تواند به راحتی دست در جیبش کند و چیزی را که موجب خنده اش شده است را نشان دهد .
پلیس جوانی که به علت نژادپرستی همکارش از وی جدا شده بود وقتی با پسر سیاه پوست جوانی روبه رو می شود وقتی پسر جوان دست در جیبش می کند تا علت خنده اش را به پلیس جوانت بگوید هدف تیر وی قرار می گیرد و کشته می شود .
در این فیلم تبعیض نژادی از طرق مختلف ، با نشانه ها و تصاویر مختلفی ترسیم می شود . از جمله این تصاویر می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- رفتار بد همسر دادستان با خدمتکارش به دلیل بدبینی او نسبت به سیاه پوستان
- ترس همسر دادستان از دو سیاه پوستی که هیچ گونه خطری برای او ندارند .
- رفتار پلیس با کارگردان و همسر سیاه پوستش و تحقیر و آزار آن ها
- ترس پلیس جوان از جوان سیاه پوست و کشتن وی
- تحقیر کردن نام پرستار سیاه پوست پس از شنیدن نام وی
- ...
تمام این تصویر ها به دنبال این مسئله است که سیاه پوست بودن برای بعضی از انسان ها می تواند دلیل کافی برای تحقیر کردن ، آزار رساندن و نا دیده گرفتن باشد .
در جریان فیلم پس از یک سری اتفاق ها که مخاطب را متقاعد می کند در جامعه ی امریکا تبعیض نژادی در سطوح خرد و کلان و هم چنین در مقامات رسمی و اداری وجود دارد با بیان برخی از واقعیت ها آن را به تصویر می کشد از افرادی استفاده می کند برای آن که نشان دهد همه ی انسان ها از این ضد اخلاق پیروی نمی کنند و حتی در جهت عکس آن حرکت می کنند . زن کاراگاه که عاشق مرد سیاه پوست است ، خدمتکار سیاه پوستی که علی رغم رفتار بد زن دادستان باز هم از هر گونه کمکی به وی کوتاهی نمی کند . همسر دادستان وقتی در خانه تنها ست دچار حادثه می شود و پایش آسیب می بیند قابل توجه است که دوست وی به دلیل اینکه در حال ماساژ بوده از کمک به او سر باز می زند ولی خدمتکار نزد وی آمده و او را یاری می دهد . پیامی که از این تناقضات دریافت می شود چیزی نیست جز بازنمایی روح متناقض بشر .

یکی از مهم ترین و حساس ترین صحنه های فیلم نجات زن سیاه پوست است توسط پلیس نژاد پرست . لازم به ذکر است که در دقایق قبل در این فیلم این زن به همراه همسر کارگردان خود در خیابان توقیف شده بود و مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود . اما نجات این زن در یک صحنه تصادف در میان شعله های آتش با وجود اینکه قربانی انسانی سیاه پوست است و ناجی فردی نژاد پرست و متعصب که حتی نام یک سیاه پوست به نظر وی مسخره می باشد نقطه عطف بازنمایی آشکار ابعاد پست و متعالی روح انسان است . این اتفتق نیز یکی دیگر از تناقضات و درگیری های انسان را درباره مسائل زندگی و به ویژه در این فیلم نژادپرستی را به تصویر می کشد .
فیلم تصادف مملو ازاین تناقضات و درگیری های روح انسان ها می باشد و ملموس ترین آن ها همان نجات زن سیاه پوست می باشد . یکی دیگر از این تناقض ها که بار منفی دارد کشته شدن جوان سیاه پوست توسط همان پلیسی است که به خاطر رفتار زشت همکارش و رفتار تبعیض آمیز وی از او جدا شد وفیلم تضاد دردناکی را در نظر مخاطب به تصویر می کشد . پسر سیاه پوست که همان کسی است که اتومبیل می دزدد در حالی که از دست پلیس ها فرار می کرد سوار اتومبیل پلیس جوان می شود . وی با دیدن مجسمه کریستوفر مقدس در اتومبیل پلیس خنده اش می گیرد . برای گفتن علت خنده اش دست در جیبش می کند اما پلیس چون به او مشکوک شده بود اورا می کشد و می بیند در دست پسر جوان مجسمه کریستوفر را می بیند .
این صحنه ذهن مخاطب را به سمت این سوال پیش می برد که در حقیقت و در عل چه کسی نژادپرست می باشد ؟ چه کسی سیاه پوستاهن را مجرم می داند ؟
نمایش انسان هایی با رفتارهایی متفاوت ترس از امور غیر قابل پیش بینی را در ذهن افزون می کند .
این فیلم در صدد پرداختن به مسائلی است که انسان ها ز آن ها رنج می برند و این رنج باعث می شود که افراد از سرخوردگی های خود به عنوان ابزاری برای رفتارهای ضد ارزشی خود استفاده می کنند . دو جوان دزد مدام در طول فیلم به کمبودها و تبعیض ها اشاره می کنند و رفتار تحقیر آمیز دیگران آن ها را به سمت جنایت پیش می برد .
در اینجا باز به یکی دیگر از درگیری های روح بشر اشاره می شود . زمانی که دزد اتومبیل ماشین پر از مهاجری را که در ون آن زنجیر شده بودند می دزدد و به جای فروش مهاجرین آن ها را آزاد می کند و از مقادیر زیادی پول می گذرد . از این دست موارد در فیلم زیاد دیده می شود . کمال گرایی روح انسان هیچ گاه خاتمه نمی یابد و روح یاری رساندن تمام شدنی نیست . فیلم با شکل دایره واری خود به زیبایی درگیری درونی انسان ها را در برابر هم جنسان خود به تصوی می کشد .
علاوه بر بازنمایی تعارض ها و درگیری ها ی سفید پوستان و سیاه پوستان ، تضاد ها و چالش های نژادهای دیگر نیز نمایش داده می شود . در این فیلم همان طور که در قبل گفته شد یک خانواده ایرانی ، مکزیکی و چینی نیز به تصویر کشیده شده اند .

این افراد نیز به انحاء مختلف مورد توهین قرار می گیرند و یا به دیگری توهین می کند . مرد ایرانی به قفل ساز مکزیکی شک می کند و با وی بد رفتاری می کند . مرد اسلحه فروش به پدر و دختر ایرانی توهین می کند و آن ها را به نوعی تروریست خطاب می کند که با خرید اسلحه در فکر جنگ و جهاد هستند . زن ایرانی از اینکه آن ها عرب فرض کرده اند ناراحت و عصبانی است و بسیاری از این موارد که نشان دهنده تبعیض در بین همه نژادها و طبقات می باشد . زن ها ، مرد های سفید پوست ، سیاه پوست ، شرقی ، غربی و بسیاری دیگر می توانند به غریبه ها به دیده تحقیر بنگرند و از آن ها غول های ناشناخته و وحشی بسازند که باید از آن ها دوری گزید . آن چنان که رنگ پوست بین انسان ها دیوار کشیده است ، ارزش ها و فضایل اخلاقی باعث دسته بندی انسان ها نمی شود . اما در این فیلم ما با انسان هایی مواجه ی شویم که گاهی از هم نوع خود بستری براب عبور کردن نمی سازند بلکه در کنار افراد در شرایط خوب و بد به ایفای نقش انسانی خویش بدون داشتن و یا نداشتن بهانه ای مشغول هستند . خدمتکار سیاه پوست و یا کاراگاه سفید پوست نشانه هایی برای بازنمایاندن این دسته از افراد می باشند .
برده داری و بسیاری از ظلم های دیگر ریشه در تفکر تبعیض نژادی و نژادپرستی دارد .امروزه شاید نتوانند انسان های سیاه پوست را مجبور به کار اجباری و بدون دستمزد کنند ولی نگاه توهین آمیز و تحقیر های همیشگی از آن ها سر خورده هایی می سازد که با رفتارهای بزهکارانه سعی در واکنشی در خور رفتار توهین امیز دارند . دقیق های آخر فیلم لحظه های انتظار است . انتظار این که افراد در این جریان که از تماس دو جسم آهنی شکل گرفت چه چیزهایی به دست آوردند و یا از دست دادند . همسر دادستان از این بدبینی درس بزرگی گرفت و آن هم اعتماد به یک دوست واقعی است .
یکی دیگر از مسائلی که در فیلم مطرح می شود این است که چگونه یک اتفاق و حادثه می تواند در تاریخ زمینه ذهنی ایجاد کند برای یک سری پیش فرض ها و نوع نگاه افراد . این از نظرذ زمان مربوط می شود به سال های بعد از واقعه 11 سپتامبر مربوط می شود . اتفاقی که برای مردم امریکا بسیار تلخ و دردناک بود . این موضوع که یک عملیات تروریستی محسوب می شود دید جهانیان به ویژه امریکا را نسبت به ایران و ایرانی مکدر کرد . در فیلم با دقت زیادی این تفکر بی پایه و اساس و اشتباه بودن آن را نمایش می دهد . وقتی مرد ایرانی برای محافظت از تمام داراریی خویش که یک مغازه است به خرید اسلحه مبادرت می ورزد با طعنع مرد فروشنده مبنی بر تروریست بودن ایرانی ها مواجه می شود اما عملکرد دختر ایرانی و خریدت فشنگ های مشقی درس بزرگی به مرد فروشنده می دهد و در واقع این عمل در نهایت منجر می شود که پدرش نتواند طی یک تصمیم احمقانه مرد قفل ساز و دخترش را بکشد . این فیلم بدون هیچ تلخی این نگاه تبعیض آمیز را به تصویر می کشد و به نظر من بدون هیچ فاصله ای راه حلی برای تغییر در این نوع دید ایجاد می کند .
نتیجه گیری :
فیلم CRASH ، فیلمی سراسر ماجرا است و نمی توان به سادگی از کنار گذشت . این فیلم ، فیلمی اجتماعی است . مضامین مهم و اساسی که امروزه در کشور امریکا مطرح است و نیاز به بازبینی و حل مسئله دارد در فیلم در بهترین شکل ممکن بازنمایی می شود . نژادپرستی و تبعات آن ، مشکلات و تضادهای مربوط به یک نژاد خاص ، تناقض های روح انسان و سیر تاریخی یک پدیده و پیامدهای ان موضوعات اصلی و مفاهیم کلیدی این فیلم می باشد .هدف من در این مقاله همان طور که در مقدمه ذکر شد بازنمایی مفهوم نژادپرستی است . این مفهوم را از دیدگاه استوارت هال مورد بررسی قرار دادم . بازنمایی هم بر مفاهیم ذهنی و هم عینی تاکید دارد . عقیده تبعیض نژادی در فیلم هم به وضوح در برخی از صحنه های فیلم عینی شده است و هم در بعضی دیگر بازنمایی آن را بر عهده ذهن انسان گذاشته است . فیلم CRASH به عنوان یک اثر رسانه ای ، کانال ارتباطی بین تهیه کنندگان فیلم و مخاطبین می باشد که در صد بیان پیام خاصی می باشد . این فیلم در نگاه اول تا حدودی مبهم و ناشناخته است ، به دلیل تفاوت های فرهنگی فرهنگی و جامعه پذیر شدن مختلف با برخی ابهامات روبه رو می شویم ولی با تکرار تماشا تماشا به همه ی مشکلات و احساساتی که درون فیلم موج می زند واقف می شویم . بخش هایی که به اختلاف بین سیاه پوستان و سفید پوستان مربوط می شود در جامعه ی ما رواج چندانی نداشته است و نوعی ناشناخته می نماید ولی درگیری بین خانواده ایرانی و دیگران ، دغدغه ی امروز همه ی ایرانیان محسوب می شود . در نهایت و در شکل کلی باید گفت پیام بازنمایی شده در این فیلم چیزی نیست جز روح متناقض بشر و درگیری های درونی هر انسان که این درگیری ها به جامعه و فضای خارج نیز سرایت می کند و همه چیز را حتی انسانیت را تحت الشعاع قرار می دهد . هر انسانی به به طوز مطلق خوب است و نه کاملا بد است . روح و ذهن انسان ابعاد متفاوتی دارد . در شرایط مختلف ، متفاوت عمل می کند . این گونه درگیری ها تز ذهن به دنیای واقعی خارج راه می یابند و این تضاد به جهان عینی ما راه می یابد .
منابع :
جزوه کلاسی درس فلسفه رسانه دکتر عاملی ، 1385
وبلاگ مهدیه اناری
مجیدی ُ علیرضا ّ سایت یک پزشک ُ ۱۳۸۵
http://www.1pezeshk.com/archives/2006/06/post_265.html
- vach.blogfa.com
- www. Wikipedia . com
- http://gonahkar.com/archives/2005/10/14/racism/